عبد الحسين نوايى
52
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
يقين حاصل است كه بجز شيوهء رضيهء انسانيت و رويهء مرضيهء آداب و دستور اخوت ، به نهجى كه در اوان سلطنت سلاطين روم و ايران معمول و مستمر بوده ، امر منافى آن منظور نخواهد بود . از ما مپوش ديده كه ما بىادب نهايم * كوتهتر است از مژهء ما نگاه ما رجاى واثق است كه چنان كه به وسيلهء نورپاشى صباح ملاطفت افتتاح به رنگ انوار فيوضات فالق الاصباح روشنى بخش روزگار آمال و جان اقبال منتظران لطايف غيبى و مستبصران عواطف لاريبى گرديده ، ديدهء مشتاق را معتاد به استفاضهء فروغ اين صبح صادق با صفا فرمودهاند ، من بعد نيز شب ديجور مهجوران ديار حرمان را از پرتو آفتاب مهربانى و الفت و تجديد رسوم يادآورى و شفقت رشك صبح بهار فرمايند . الهى چندان كه از نتايج اتصالات اجرام علوى و امتزاجات امهات سفلى خوشنشينان مواليد را پيرايهء ائتلاف در بر و افسر عزت بر سر است ، نهال اقبال و گلشن آمال از فيض مراحم يزدانى سر سبز باد . برب العباد . « 1 »
--> ( 1 ) - سند شمارهء 106 انجمن تاريخ ايران